سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یادداشت - وبلاگ به دوش

اخراجی های روز سوم

یکشنبه 86 تیر 10 ساعت 5:28 عصر

جشنواره فیلم فجر پارسال در حالی برگزار شد که کارگردانان و بازیگران مطح سینما و به عبارتی پیشکسوتان سینمای ایران به بهانه جوان گرایی و حضور دیگران در عرصه رقابت و عدم کلیشه شدن کارهای برتر به شیوه های گوناگون در جشنواره شرکت نکردند.

عاقبت هم همین شد...باران کوثری (خون بازی و روز سوم)،بهرام رادان(سنتوری)و در نهایت جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برای روز سوم به کارگردانی محمدحسین لطیفی....بازیگران و کارگردانانی که شاید این بار متفاوت از بقیه در ژانرهای دفاع مقدس و دیگر ژانرها ظاهر شدند....هرچند الآن برای واکاوی بیست و پنجمین سیمرغ خیلی دیر است و باید به فکر جشنواره بیست و ششم بود اما این امر مقدمه ای بود و این مطلب شاید تذکری به کارگردانانی که قصد ارائه کارهای تازه را در جشنواره دارند...

ده نمکی(کسی که از همان اول هم اخراجی هایش هیچ جایزه ای را دریافت نکرد ) و لطیفی(که بهترین کار جشنواره را ارائه داده بود) هر دو از عدم استقبال کارهایشان می نالند،شاید بشود علت این امر را در نگاه این دو کارگردان تازه وارد جستجو کرد...
ژانر دفاع مقدس از پرهزینه ترین و پردرآمدترین ژانرهای سینمای ایران بوده است به طوری که تا امروز که بیست و پنج سال از اولین جشنواره فیلم فجر می گذرد اکثر فیلم های برگزیده در این موضوع تهیه شده اند.اگر اندک کنکاشی در روند فیلم های کارگردانانی که به اصطلاح به کارگردانان  دفاع مقدس مشهور شده اند بیندازیم متوجه خواهیم شد که با گذشت چند سال از دفاع مقدس نوع نگاه این کارگردانان هم در حال تغییر است.کارهای کارگردانانی مانند حاتمی کیا و ملاقلی پور کاملا مبین این نگاه به دفاع مقدس است و سعی در نشان دادن و پاسخ دادن به سوالات و شبهات بی پایان نسل سوم انقلاب درباره جنگ دارد.و تجربه نشان داده این نوع نگاه به دفاع مقدس بی مخاطب نبوده است و سیل انبوه مردم برای دیدن این فیلم ها نیز صحتی بر این ادعاست.

نباید انتظار داشت کارگردانانی چون ده نمکی و لطیفی با اولین کارهای خود در عرصه دفاع مقدس کاملا موفق بوده باشند بلکه باید با نقد صحیح نوع نگاه این کارگردانان را تبیین نمود...آن چیزی که این کارگردانان به عنوان نگاه جدید به دفاع مقدس از آن یاد می کنند همان پرداختن به مسائل حاشیه ای دفاع مقدس همچون شرکت کردن انسان های خلافکار در جنگ و...است که هرچند برگرفته از داستان ها و اتفاقات واقعی و جداب باشد باز هم نگاهی سرد و روایت گر از جبهه و دفاع مقدس دارد به طوری که به هیچ کدام از نیازهای نسل سوم از جمله جواب به این سوالات که چرا باید می جنگیدیم؟چرا این جنگ هشت سال طول کشید؟چرا باید نسل سومی ها تاوان این جنگ را پس بدهند و سوالاتی از این قبیل پاسخی نمی دهد و تنها به روایت داستان هایی از کسانی که می جنگند اکتفا می کند.
در اخراجی ها و روز سوم فیلم با آزاد شدن یک زندانی آغاز می شود و در پایان فیلم این دو زندانی هر کدام به طریقی ناجیان این روایت هستند،در اخراجی ها مجید سوزوکی(کامبیز دیرباز) و در روز سوم مهدی(برزو ارجمند).
اخراجی ها و روز سوم با الهام گرفتن از ماجرای واقعی در جریان جنگ سعی کردند به عنوان اولین فیلم های کارگردانانشان فیلم هایی طبیعی باشند.
اخراجی ها و روز سوم هر کدام از جاذبه هایی در فیلم استفاده کردند تا به طریقی مخاطب را تا پایان همراه خود نگاه دارند،اخراجی ها با استفاده از بازیگران و فیلم نامه طنز گونه خود به قدری موثر واقع شد تا رکورد فروش گیشه های سینمای ایران را شکست و روز سوم با ایجاد یک فضای ترس و دلهره و استفاده از بیم و امید ذهن مخاطب را تا پایان فیلم درگیر ماجرا کرد ،شاید این مسئله یکی از دلایل برگزیده شدن روز سوم در میان سایر فیلم های جشنواره است.
اما آنچه این کارگردانان به عنوان نگاه نو از آن یاد می کنند در اخراجی ها بازی طنز گونه بازیگران و در روز سوم درام بودن یک قصه جنگی است که بهتر است این نوع نگاه نو را در ساخت فیلم دانست نه در ژانر دفاع مقدس،این دو فیلم از این جهت که رزمندگان قدیسان الهی نیستند بسیار قابل تحسین اند اما نباید فراموش کرد این امر و حتی استفاده از درام و طنز در سینمای دفاع مقدس نگاه نو محسوب نمی شود بلکه می توان آنها را کارهای نو و جذابی دانست.
البته این کارها را به لحاظ این که اولین کارهای کارگردانان آنها در حوزه دفاع مقدس هستند نمی توان زیاد مورد نقد قرار داد هرچند که برخی از سکانس ها و جلوه های ویژه این دو فیلم نسبت به بسیاری از کارهای حوزه دفاع مقدس برتری دارند.


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


این نیز گذشت...

دوشنبه 86 تیر 4 ساعت 6:1 عصر

سوم تیر...
وقتی صالح و ایلیا من رو به این بازی دعوت کردند با خودم گفتم خوب می نویسم به خاطر سوم تیر یه هفته دانشگاه تعطیل شد...بعدش فکر کردم نه مثل اینکه هر سال سوم تیر یه اتفاقی می افته اما چون تمام این اتفاق ها برای من معنی خاصی داشت در این باره هم نمی نویسم....

سوم تیر با صدای گروه سرود از خواب بیدار شدم....
محمود احمدی نژاد....
اومده تا جوونترا توان خدمت بگیرن...
توی خواب وبیداری خدا رو شکر کردم...اما وقتی کاملا بیدارشدم فهمیدم چه خبره...تعداد رای ها یادم نیست اما هر نیم ساعت موج رادیو پیام و فریاد یکی از بچه ها که ساعت اخبار رو اعلام می کرد کافی بود که هممون توی یه اتاق جمع بشیم و مثل زمان جنگ(نه که اون موقع خیلی جوون بودیم)به فتح الفتوح رزمندگان اسلام سلام و صلوات بفرستیم....انگار نه انگار که چند ساعت بعد قرار بود اولین امتحان پایان دومین ترممون رو بدیم....صبحانه رو با احمدی نژاد خوردیم...

ظهر سر نماز شاید دعای اکثر بچه ها برای احمدی نژاد بود....چند دقیقه بعد اخبار ظهر تیر خلاص رو زد ... احمدی نژاد با اکثریت آرا...نهار هم مهمان احمدی نژاد بودیم....

با این حساب هیچ کس توی پوست خودش نمی گنجید... هر کسی می خواست یه جوری خوشحالیش رو ابراز کنه...شام هم بحث احمدی نژاد بود...و چه گلهایی که اونشب به داخل ماشین ها انداختیم....

هر سال سوم تیر با خودم حساب می کنم چندسال دیگه از این دوران مونده؟هر کار می کنم نمی شه...این سومیشه..یعنی فقط یک سال دیگه...نمی دونم آیا بازهم این اتفاق خواهد افتاد یا اقدامات دولت به قدر کافی بوده تا بتونه نتیجه رای های دوره بعدی رو مشخص کنه؟

کاش احمدی نژاد این پست رومی خوند تا بهش می گفتم آقای رئیس جمهور این نیز گذشت....

 من هم از همه دوستان پارسی بلاگی،مجتبی صمدی،مهدی یوسفی و تمام کسانی که از این به بعد تسمشون به این لیست اضافه میشه دعوت می کنم تا در این بازی شرکت کنند.

به علت مشکلات میهن بلاگ فعلا اینجا می نویسم....


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


اثبات تاریخ،نفی دین

سه شنبه 86 خرداد 15 ساعت 10:7 صبح
حسن فتحی چند هفته ای است که سریالی تاریخی را به خانه های مردم آوده،سریالی که شاید هیچ کس نمی داند پایان آن چه خواهد شد؟
قرار است در‹ مدار صفر درجه › حسن فتحی با زیبایی هر چه تمام آن را به سمت یک درام عاشقانه پیش می برد، وضعیت یهودیان و آژانس یهود در جنگ جهانی دوم و همینطور افسانه هولوکاست و وضعیت ایران در آن موقعیت به نمایش درآید؛ در این سریال یه دلیل ویژگی های خاص بازیگران آن فتحی مجبور به استفاده از بازیگران غیر ایرانی و غیر مسلمان شده تا بتواند یهودیان و سایر اقلیت های غیر مسلمان را به نمایش بگذارد و به همین دلیل هم قسمت هایی از این سریال را در مجارستان فیلمبرداری کرده تا فضای پاریس سال های جنگ جهانی دوم را به خوبی نشان دهد.
در این سریال بازیگران خارجی بدون حجاب ظاهر شدند و بازیگران ایرانی هم نسبت به هم کاران خارجی خود حجاب و پوششی بیشتر دارند! اما تمام بحث من این نیست چراکه این امر مقتضای فیلم و فیلمنامه است و حتی به فتوای حضرت روح الله (ره) فیلم برداری و پخش اینگونه تصاویر به شرط عدم ارتکاب گناه بر سر صحنه اشکالی ندارد،اما آنچه در این سریال در شب گذشته به عنوان موزیک متن پخش شد چیزی نبود که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت؛تک خوانی یک زن هر جند به عنوان یک ترانه درام فرانسوی چیزی است که از طرف اکثر مراجع مطلقا منع شده و تعدادی هم آن را با شروطی حرام می دانند...
حال سوال من از صدا و سیما و جناب آقای فتحی اینست که آیا تاریخ به این اندازه مهم است که ارزشهای دینی خود را به خطر بیندازیم؟آیا نمی شد به جای صدای یک زن از یک موزیک درام استفاده کنید؟و بسیاری از آیا ها و سوالات دیگر...
فکر کنیم چرا بعضی ها تلویزیون را هم حرام می دانند.....

نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


غیرت مرد

پنج شنبه 86 اردیبهشت 13 ساعت 7:17 عصر

انا لله و انا الیه راجعون

غیرت شیعی مرد...
اگر خلخال از پای زن یهودی بکشند جای مردن دارد اما اگر حجاب از سر دختر مسلمان بکشند چه؟

امروز فقط با چند تلفن و SMS جمعیتی مقابل دانشگاه تهران جمع شده بودند تا بگویند هنوز هم مسلمان ها و فرزندان روح الله زنده اند...
امروز در اعتراض به هتک حرمت یک استاد فاسد عده ای که هنوز بویی از غیرت برده بودند جمع شده بودند تا بگویند که دانشگاه ما دوباره نیاز به انقلاب فرهنگی دارد !!!

به قول یکی از بچه ها ما بچه مسلمونا باید بریم سازمان ملل و خودمون رو به عنوان یک اقلیت در دانشگاههای ایران ثبت کنیم...

آخر تا به کی باید شاهد بی دینی در مدعی تربن مرکز دین داری دنیا باشیم ؟؟؟؟



عکس های تجمع امروز رو می تونید از اینجا ببینید...


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


امریکا ایران دوست می شود...

چهارشنبه 86 اردیبهشت 5 ساعت 5:31 عصر

«تیم وزنه برداری ایران با کمک های امریکا توانست مقام اول مسابقات المپیک را به دست آورد. »

این تیتر یک روزنامه های جهان پس از گرفتن مدال طلای رضازاده در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن خواهد بود اگر هیچ کدام از رگ های غیرت مسئولین کشور درمقابل مذاکرات انجام شده فدراسیون های وزنه برداری و واتر پلو با هیئت امریکایی کمی حرکت نکند...

آری٬ اینگونه است که دروازه های مذاکرات فرهنگی با کسانی که گفتگوی تمدن ها را به بازیچه می گیرند۱ باز خواهد شد ...وقتی مسئولین ما٬ کوچکترین دعوت امریکایی ها با جان و دل لبیک می گویند و قرار ملاقات ها و قرارداد های ورزشی را در کویت می گذارند کاش می دانستند کمی آنطرف تر دنیا ٬ عده ای به ریش آنها می خندند و به راحتی ایران را فریب خورده امریکا می دانند:


« بعد از سیاست معروف به "دیپلماسی پینگ پنگ" ریچارد نیکسون در سال 1971 که منجر به گشایش ارتباطات میان ایالات متحده و چین شد، آنها راه ورزش را مناسب برای افزایش سطح مبادلات با ایران می‌دانند.»۲

در حالی که امریکایی ها امیدوارند «درصورت انجام این مبادلات ورزشی، ‌سطح روابط دو کشور به حد مطلوب‌تری می‌رسد.» عده ای هم در ایران امیدوارند ...

اللهم اهدنا الصراط المستقیم

۱.در فیلم ۳۰۰ شاه لئونیداس یونانی با تمسخر و با اشاره به جنگ شب گذشته اش با ایرانی هاــ و پیروزی بر آنهاـــ به خشایار شاه هشدار می دهد که اگر ما ویژگی های مشترک فرهنگی داریم تمام دیشب در حال گفتگوی فرهنگی بودیم.
۲.روزنامه دیلی تلگراف انگلیس

لینک خبر : آمریکا خواستار مراودات ورزشی و فرهنگی با ایران شد


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


یک قرار کوچولو...

چهارشنبه 86 فروردین 15 ساعت 12:24 صبح
 

دوست نداشتم اولین پست سال رو با ناراحتی بنویسم اما چه کنم که یکی دیگه از رفقا هم پا در اه خطرناک زندگی گذاشته و در این راه همه رو متعجب و حیرون کرده...
آره خیلی سخته وقتی یکی از بهترین دوستات بهت زنگ بزنه و تو رو برای یک قرار کوچولو دعوت کنه...

دوست نداشتم اولین پست سال رو با ناراحتی بنویسم اما چه کنم که یکی دیگه از رفقا هم پا در اه خطرناک زندگی گذاشته و در این راه همه رو متعجب و حیرون کرده...
آره خیلی سخته وقتی یکی از بهترین دوستات بهت زنگ بزنه و تو رو برای یک قرار کوچولو دعوت کنه...
یک قراره کوچولو که شاید برای من سخت بوده باشه اما خیلی ها رو خوشحال کرده...
یک قراره کوچولو که شاید بزرگترین تصمیم زندگیش بوده...
یک قرار کوچولو برای امروز ساعت 4 بعد از ظهر حرم امام رضا (ع)....
ان شاء الله جفتشون خوشبخت بشن...

از او که گذشت....!


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


برای آخرین بار

سه شنبه 85 اسفند 29 ساعت 10:37 عصر

امروز برای آخرین بار توی سال ویندوز کامپیوترم رو عوض کردم...
امشب برای آخرین بار توی سال کامپیوتر رو روشن کردم....
امشب برای آخرین بار توی سال شروع به نوشتن وبلاگ کردم...
امشب برای آخرین بار توی سال به اینترنت متصل شدم...
امشب برای آخرین بار توی سال مدیریت وبلاگم رو باز کزدم...
امشب برای آخرین بار توی سال آخرین مطلبم رو پیست کردم...
امشب برای آخرین بار توی سال آخرین لینک وبلاگ رو اضافه کردم...
وامشب برای آخرین بار توی سال از خدا می خوام که این آخرین نباشه...
امشب برای اولین و آخرین بار توی سال می گم اگه ما نبودیم و شما بودید دست به نوشته هام نزنید...نه کمش کنید نه زیاد...
امشب برای اولین و آخرین بار توی سال می گم اگر ما نبودیم شما بودید حلالمون کنید...و امیدوارم این اولین و آخرین با زندگیم نباشه...
خدایا من هم مثل این سال از دست خودم و اعمالم خسته شدم...من رو هم با تحویل سال متحول کن...

یا مقلب القلوب و الابصار
یا محول الحول و الاحوال
یا مدبر الیل و الانهار
حول حالنا الی احسن الحال

راستی اون یکی کوله به دوش هم بالاخره مستقل شده...هر چند ضعیف ولی شروع کرده...این آخر سالی اجازه زندگی کردن هم به من نداده...وقت کردبد یک سر بهش بزنید...


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


من متنبه شدم...

یکشنبه 85 اسفند 13 ساعت 5:18 عصر

همین الآن متنبه شدم...

یکی از لچه ها همین الآن به چیزی گفت که بهم برخورد....گفت عجب زندگی مبتذلی داری...!
وقتی نگاه عجیب من رو دید گفت: یا توی وبلاگی یا اس ام اس بازی می کنی...!
و اینگونه بود که من متنبه شدم و فهمیدم وبلاگ کار مبتذله!!!

البته برای من که دنبال بهانه ام یه کم وبلاگ ننویسم و به کارم برسم خوب شد....
من متنبه شدم و تا مدتی وبلاگ نمی نویسم مگر چه بشه...!

دوستان لطف کردند ما رو به عنوان دبیر جشنواره وبلاگ نویسی حبس زدایی معرفی کردم...تو رو خدا به کسی نگید من حقوق نمی خونم!


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


چرا بازتاب «ف ی ل ت ر» شد؟

چهارشنبه 85 اسفند 9 ساعت 3:44 عصر

چندی پیش وزارت ارشاد با اجرای قانونی مبنی بر ساماندهی کلیه فعالیت های اینترنتی موجب شگفتی و تعجب همه شد...
همه دنبال راهی بودند تا به طریقی از این ثبت نام اجباری خودداری کنند مخصوصا آنهایی که با نام مستعار یا کلا بدون نام می نوشتند...
پس از گذشت چند روز با رایزنی های انجام شده با وزارت ارشاد ثبت ساب دومین ها مثل وبلاگ ها غیر الزامی شد چرا که قرار شد مدیران این سایت ها نظارت کافی را بر ساب دومین هایشان داشته باشند...اما وزارت ارشاد بر گفته خود چنان مصمم بود تا این که بالاخره سایت بازتاب رو ف ی ل ت ر کرد تا شاید این سایت هم مجبور بشه خودش رو تسلیم کنه...
شاید بشه گفت مهمترین کارکرد ف ی ل ت ر ی ن گ سایت بازتاب همین مشخص شدن رئیسش باشه...یکی از معاونین وزیر محترم ارشاد می گفت :«بسته شدن بازتاب این خوبی رو داشت که بالاخره محسن رضایی مسئولیتش رو به عهده گرفت.»... نه می خوام تکذبیش کنم نه می خوام تاییدش کنم اما همین قدر می دونم که وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران اونقدر شانش اجل و اکرم از این حرف ها هست که به خاطر پیدا کردن صاحب یه سایت نیازی به ف ی ل ت ر ی ن گ اون سایت نداشته باشه.
باز هم همان معاون محترم وزیر محترم می گفت:«خیلی ها می گفتند ساماندهی سایت های ایرانی امکان پذیر نیست و به همین دلیل دنبالش نمی رفتند ما گفتیم می شه و دیدیم که گرفت و همه هم آمدند ثبت نام کردند.»...می خواستم بهش بگم خوب معاون محترم مگه وزارتخانه و دولت جای کل انداختنه که سر کل من می گم می شه پس انجام می دم و تو ببین که شد!؟؟؟
البته خودم جوابم رو گرفتم دیروز در همایش «امنیت ملی٬فرهنگ و فناوری اطلاعات»
دکتر آشنا به کنایه٬دکتر افتخاری به صراحت و دکتر کلهر با بیانی بین هر دو به این مسئله اشاره کردند که تنها چیزی که باعث شده دولت فکر کند که فناوری اطلاعات مخل امنیت است همان میل دولت به حکومت کردن است و دلیلی نمی بیند که چیزی شبیه سایت ها یا حالا هر چیز دیگری این امتیاز را از او بگیرد...
کم کم دارم فکر می کنم تشکیل معانت های IT در وزارت ارشاد و حتی طرح ساماندهی وب سایتهای ایرانی همه و همه برای ف ی ل ت ر شدن بازتاب و مشخص شدن رئیس اون بوده!


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


نستله؛ایران یا اسرائیل؟!

سه شنبه 85 اسفند 1 ساعت 5:59 عصر

تا حالا شده با خیال راحت بشینید توی خونه و یه فنجان نسکافه یاقهوه رو جلوی تلویزیون نوش جان کنید و اخبار هم در همون حال آخرین آمار کشته ها و زخمی های مردم بی دفاع فلسطین رو اعلام کنه؟...اتفاقا شده اون یه فنجان قهوه یا نسکافه محصول شرکت نستله باشه؟...ایرانی و خارجیش تفاوتی نداره...
تا حالا شده وقتی داری ابن به فنجون رو نوش جان می کنی به این فکر کنی که نستله 24 درصد کمک هایی که به اسرائیل می شه به عنوان پاداش خوش خدمتی به جیب ابن شرکت مثلا سوئیسی می ره؟
تا حالا شده از خودت بپرسی پولی که به این محصولات می دی به جیب کی مره و کی ازش استفاده می کنه ؟
تا حالا چرا اسرائیل جایزه بزرگترین حامی مالی این رژیم رو به رئیس نستله داده؟
تا حالا شده فکر کنی هر فنجون نستله مساوی یک گلوله است که معلوم نیست قلب کدام کودک فلسطینی را نشونه بره؟!
من فکر کردم...و به این نتیجه رسیدم که از این به بعد «نستله نمی خورم»...حالا می خواد نستله ایران باشه یا اسرائیل با ترکیه یا هر جای دیگه....!به همین خاطر هم هست که در به در دنبال یک نفر می گردیم که فعالیت این شرکت حامی صهبونیست رو در ایران که یکی از مخالفین سر سخت صهبونیست هاست متوقف کنه...
حق هر کس است که بداند ....
قابل توجه تحرم کنندگان شرکت نستله:
سرلاک، نسکافه، کافی­میت و مگی از مهمترین برندهای این شرکت است.علاوه بر اینکه آب معدنی های آناهیتا و دماوند و همچنین شیر خشکnanاز دیگر محصولات این شرکت حامی صهیونیست هستند.

مستندات منتشر شده از طرف دانشجوبان تهران در باره ارتباط شرکت نستله با رژیم صهیونیستی رو از اینجا و اینجا بخونید


نوشته شده توسط : حسن قاسم زاده

نظرات دیگران [ نظر]


<      1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

ستاره سهیل(اپیزود دوم)
[عناوین آرشیوشده]